دیشب عقد پسر دائیم بود

دیشب عقد پسر دائیم بود. ما تقریباً همسنیم. اون یک سال و نیم پیش نامزد کرد و دیشب بالاخره عقد کرد. البته مراسم خاصی درکار نبود... یا بهتر بگم، بصوررت "شترسواری دولا دولا" برگذار شد! قضیه‌ش مفصله و در حوصله‌ی شمای خواننده و این کیبورد بیچاره نمی‌گنجه. باری؛ پسر دائیم دیشب رسماً متاهل شد! البته از اونجایی که مراسم خاصی درکار نبود من هم حضور نداشتم و نامزدشو ندیده بودم! ولی دلیل نمیشه به گوشی مامانم سرک نکشم و عکسشو نبینم! همون‌طور که انتظار داشتم پسر دائیم نسبتاً سلیقه به خرج داده با انتخابش. در نتیجه کار منو هم تا حدودی سخت‌تر کرده! بهرحال ما از بچگی تو خیلی زمینه‌ها رقابت داشتیم!!!

/ 6 نظر / 6 بازدید
حسام

سلام ؛ پس بگرد تا بگردي...

مهسا

چقدر ظاهربين هستيد!

مادربزرگی برای تمامی فصول

[قهقهه]

آزاده

سلام ممنونم ئکه سر زدید . اما ریخت و قیافه زن پسر داییت به شما چه ربطی داره ؟این ها همه سلیقه است . دوست ندارم این همه سطحی نگری رو

مریمی

[خنده]نه بابا اینجوری فکر نکن بعضیا خیلی خوشگلن اما اصلا آدم نیستن شما بهتره ملاکت رو رو شخصیت آدما بذاری [چشمک]چیکار پسر دائی جانت داری دههههههههههع[خنده]