خوشبختانه به اندازه‌ای سرم...

خوشبختانه به اندازه‌ای سرم به کار و کار دومم گرم هست که احساس تنهایی نکنم. البته تنهایی چیزی نیست که آدم اصلا نتونه حسش کنه. گاهی خیلی ناراحت میشم. ای کاش اون‌جوری که میشد که دلم می‌خواست. عاشق میشدم و عاشقم میشد. 

اما الان چی. همش معیار و ملاک و این خوبه اون بده و این اونش خوبه اونش بده. خوش بخال اونایی که طرفشونو رو پیدا کردن و راهی که باید برن رو رفتن...


 

/ 3 نظر / 10 بازدید
آسمان

:))))) سخت نگیر ،یه هو میبینی پیدا کردی ،اونی که دلت براش بی قراره .. اول دوست داشته باش بعد عاشقش شو[چشمک]

مهسا

فكر ميكردم فقط خودمم كه اين حسو دارم،يه لحظه فكر كردم من اين پستو نوشتم!!! واقعأ نميدونم بايد صبر كنم تا احساسم يه نفرو انتخاب كنه و عاشقش شم،يا اينكه با منطق يكيو انتخاب كنم و بعد بسپرم به زمان كه عاشق كنه منو...واقعأ آدما چه جوري عاشق ميشن؟! آرزو ميكنم هم شما هم من به خواسته ي دلمون برسيم..

چیستا

والا بخدا همش فکرمون آرامش نداره