جاده‌ی خوشبختی

یادداشت‌های پراکنده
 
خوشبختانه به اندازه‌ای سرم...
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : نویــد

خوشبختانه به اندازه‌ای سرم به کار و کار دومم گرم هست که احساس تنهایی نکنم. البته تنهایی چیزی نیست که آدم اصلا نتونه حسش کنه. گاهی خیلی ناراحت میشم. ای کاش اون‌جوری که میشد که دلم می‌خواست. عاشق میشدم و عاشقم میشد. 

اما الان چی. همش معیار و ملاک و این خوبه اون بده و این اونش خوبه اونش بده. خوش بخال اونایی که طرفشونو رو پیدا کردن و راهی که باید برن رو رفتن...