سر کلاس تنظیم خانواده، بحث دربارهی اختلاف سنی مناسب برای ازدواج بود. استاد به نظر انسان با شعور و خوبی میاد. تصمیم میگیرم بعد از کلاس چند دقیقه باهاش دربارهی همین موضوع که مدتیه تو ذهنم باهاش درگیرم حرف بزنم.
اختلاف سنی فرمول و قانون مشخص و جامعی نداره، اما سه چهار سال مناسب بهنظر میاد. چیزی که ذهنمو درگیر کرده اینه که، من تا بخوام ازدواج کنم ممکنه مثلاً 28 ساله بشم. اونوقت دختر مورد نظر باید 24 یا 25 ساله باشه. خوب این زیاد خوب نیست. چرا؟
فرض بر اینه که تمام ویژگیهاش مطابق با سلیقهی من و عرف و کلاً همهچیش اوکی باشه. از خودش گرفته تا خانوادهش و چه و چه. اما...
آیا یه دختر 25 ساله، تازهگی و طراوتشو از دست داده؟
آیا حتماً یه ایرادی داشته که تا این سن مجرد مونده؟
آیا عطش عاطفی یا حتی جنسی (اونم تو جامعهی امروز، فارسیوان، فیسبوک...!) باعث شده روابطی رو قبل از ازدواج تجربه کنه؟
آیا دیگه اون حس آکبند بودن و صفر کیلومتر بودن رو دیگه نداره؟
آیا حساسیتهای روانی عجیب و غریبی داشته که تا حالا به خواستگاراش جواب مثبت نداده؟
آیا آیا آیا...؟
اینها سئوالاتی هستن که واسه من پیش میاد. و صرفنظر از اینکه اُمل باشم یا امروزی، متحجر باشم یا مترقی و روشنفکر، باید جوابهای مناسب پیدا کنم واسه این سئوالها.
آیا اگه خودم رو از شر فکر کردن به این مسائل راحت کنم، و مثلاً برم دختر 20 ساله بگیرم دیگه مشکل حله؟ نه. تجربه نشون داده که اصلاً نمیتونم دخترهای خیلی کوچکتر از خودمو درک کنم! و بهنظرم اصلاً عاقلانه هم نیست اینکار. پس باید چیکار کنم؟
راهنماییای که استاد ارائه کرد این بود که: خو زودتر زن بگیر. نذار 28 سالت بشه. استاد بجای اینکه منو توجیه کنه اون سئوالها زیاد هم نباید باعث نگرانی بشن، و اینکه تشویقم کنه با دید بازتر فکر کنم...
خب من تلاشم هست که زودتر ازدواج کنم. اما از یه حدی زودتر واقعاً نمیتونم. تکلیف چیه؟
این پست خیلی جای بحث داره. تو پستهای بعدی به مرور زمان بیشتر زوم میکنم رو مسائل مطرح شده. اما نظر شما چیه؟ لطفاً جنس و سن و وضعیت تأهلتون رو هم بنویسین.